هنروندان دیروز ، مدیران ارجمند امروز
از دیر باز با جشنواره و هفته فیلم و عکس (خلاصه نمایشهای عمومی فیلمهایم ) مشکل داشته و دارم . نمی دانم چرا این وادی برای من هیچ جذابیتی ندارد !؟ حتی بعضا اتفاقات موجود در آن به نظر من حوادثی مسموم هستند که تحت عنوان سیاست جشنواره ( ! ) چوب حراج به دایره اعتقادات فیلمساز می زنند. در این میان برنده اصلی فیلمسازان نیستند بلکه کسانی هستند که در سمت اجرای جشنواره قرار دارند . مدیران که دبیر جشنواره میشوند ماشین می خرند و قسط ویلایشان را پرداخت میکنند ! «پادو ها » و «غلام بچه» آن جشنواره ارتقاء پیدا می کنند و در جشنواره بعد به جای حمل و نقل فیلمها ، کارت های دعوت را به مهمانان تحویل میدهند !
جشنواره های معدودی را میشناسم که خارج از این قاعده و قانون رفتار میکنند و (دست بر قضا) فقط و فقط به کیفیت و ارزش هنری فیلم توجه میکنند . حال این در حالی است که نگرش عموم به یک جشنواره فیلم کوتاه « ارزیابی هنری فیلمها » معنی می دهد ( ! ) ولی حقیقت مطلب چیز دیگریست .
معمولا حضرات و مدیرانی که نیت صد ساله داشته باشند سازه های بنیادینی چون سینما و اماکن فرهنگی - هنری احداث میکنند . اگر نیت ده ساله داشته باشند هنرجوی خوب تربیت میکنند و اگر نیت یک ساله داشته باشند جشنواره برگزار میکنند ! و جالب اینجاست که در حین برگزاری جشنواره آن مدیر مذکور بیشتر از فیلمسازان آن جشنواره به چشم می آید و میتواند از این حرکت ( به اصطلاح ) فرهنگی اش میتواند (حتی!) ثمره سیاسی هم ببرد و با توجه به شدت تبلیغات و برد مطبوعاتی آن چشم انداز ارتقای شغلی خویش را ببیند ! باور کنید ذکر این مسائل از روی سرخوردگی نیست . نظریه نیست . اعتقاد فرهنگی نیست . مطالبی که می نویسم ثمره ۱۲ سال سگ دو فرهنگی ـ هنری در میان این جماعت میز پرست است !
روزی با استادم (حمیدرضا گیلانی فر ) در خیابانی منتهی به حرم امام رضا ( ع ) راه میرفتیم . با گلایه گفتم : « افرادی که وارد وادی هنر و سینما میشوند همه به امید انجام کار هنری وارد می شوند و وقتی که متوجه نالایقی خودشان در این وادی می شوند بدون اینکه خم به ابرو بیاورند به میز و پست هجوم می آورند و … » استادم گفت : « این موضوع به تو ارتباطی نداره ! همونطوری که تو از فیلمسازی و عکاسی لذت می بری و ارضا میشی ، این میز و سمت هم برای اینها همین کار و انجام میده . این حرف تو یعنی دخالت در حریم زندگی شخصی و سلیقه دیگران ! » … بعد از آن روز فهمیدم که برای این « جماعت حزب باد ! » هم میبایست احترام قائل شد ، نباید ناتوانی ایشان در سینما را دید بلکه می بایست به خاطر انتخاب این شاخه ( اجرایی ـ سینمایی ) به ایشان احترام گذاشت . نباید بی سوادی ایشان به چشمت بیاید و آزار ببینی بلکه به توانمندی «بنگاه منشانه» این جماعت که سینما را محمل «بیزنس» خود کرده اند احترام گذاشت . . . ولی هیچگاه نفهمیدم چرا میبایست قدرت اجتماعی ، مالی و طبقه هنری این جماعت بالاتر از یک سینماگر واقعی باشد ! هیچگاه نفهمیدم که چرا این افراد وقتی احساس کنند که از فیلمسازی خوششان نمی آید ، میتوانند زحمت یکسال ( و چه بسا بیشتر ) وی را هیچ و پوچ کنند !! هیچگاه نفهمیدم چرا در برگزاری این «پارتی» های خصوصی (به اسم فستیوال) که مهمانان فیلمساز دارد ( ! ) ، به غیر از سیاست جشنواره ، ایشان (مدیران) نیز دارای یک اساس نامه ننوشته هستند و به محض اینکه احساس کنند فیلمی با سیاست های شخصی ایشان تطابق ندارد آن را به کنار می نهند . هیچگاه نفهمیدم چرا وقتی حرکتی غیرقانونی را مرتکب می شوند کسی (هیچ کس) نیست که به ایشان متذکر شود : « خرتان به چند … !؟ » واقعا ْ « روزگار غریبیست نازنین » ! مصداق واقعی بستن سنگ و رها کردن سگ با وضع حاضر تطابق ساختاری دارد ! بعدش میگویند که این سینمای در حال احتضار ما در حال ورشکستگی است و هر یک از ایشان ، به نوبه خود برای این هنر نفله شدهء نگون بخت مدیحه سرایی میکنند . نمی دانم ؛ مدیرانی که خود درد بی درمان این سینما هستند ، چرا این گونه سینمای ورشکسته ما را پیراهن عثمان کرده اند !
خودتان قضاوت کنید ؛ فیلمی اکران میشود و بلیط آن در تهران ۱۵۰۰ تومان است . در همان روز اول نمایش عمومی فیلم CD فیلم را به قیمت هزار تومان و (دقیقا ْ ) جلوی در سینما می فروشند ! این کار نامش وقاحت نیست !؟! حاشیه امنیت این دست فروش ها قدری است که از شهرداری هم نمی ترسند ! حال جریان فوق الذکر در حالی صورت میگیرد که از زمان اکران و در تمام نمایش های خصوصی فیلم ( حتی ) به همراه حلقه های نمایش فیلم فردی را همراه آنها می کنند که وظیفه اش جلوگیری از سرقت تصویری فیلمها بوده و حتی در این راه از تصویربرداری های (ولو کوتاه مدت) از پرده سینما نیز جلوگیری به عمل می آورند . کاست های نگاتیو تا زمان اکران در قرنطینه هستند و کسی اجازه دسترسی به آنها را ندارد . و در عین حال به موازات این موارد ، کیفیت CD های فروشی کنار خیابان (به اصطلاح) از روی پرده سینما نیست ! حال اینها را کنار هم بگذارید . واقعا فروشCD فیلمهایی که در حال اکرانند با این اوصاف می تواند حرکتی علی السویه و تصادفی باشد !؟ حال ( در خوشبینانه ترین حالت ممکن) اگر دست مدیران ارجمند سینمایی را در این خیانت آشکار دخیل ندانیم ، یقینا با ایشان دست به یکی هستند . دوستان نوشته مرا به حساب طرح یک توهم توطئه نگذارید . آنقدر شواهد و مدارک هست که نیازی به قسم و آیه نباشد و چه بسا خودتان از این باغ بری برده اید و داستان باغبان به خواب رفته آن را میدانید !

يك پاسخ برايش بگذاريد